واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
710
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
قطع به تحت فرمان غوريان درآمد . فخر الدين مسعود عم اين دو برادر باميان و تخارستان و شغنان و ديگر نواحى را تا بلور در تصرف داشته . اگر به سخنان جوزجانى اعتماد كنيم ، فرزند فخر الدين مسعود كه شمس الدين محمد نام داشته ، برخى از سرزمينهاى شمال آمودريا ( جيحون ) - يعنى صغانيان و ووخش « 1 » را ضميمهء متصرفات خويش ساخت . غوريان متصرفات خويش را تنها به سوى مشرق بسط ندادند . بلكه در سال 571 هجرى / 76 - 1175 ميلادى هرات را مسخر ساختند و پس از آن در خراسان نيز رقيب خوارزمشاهيان شدند و مسلما تا حدى در برابر ايشان برتريهائى داشتند . خوارزمشاهيان فقط به يارى نيروهاى مزدور قادر به جنگ بودند و حال آنكه غوريان گذشته از نگهبانان ترك خويش مىتوانستند به كوهستانيان جنگجوى سرزمين اجدادى خود متكى باشند . خوارزمشاهيان با آن همه قدرت تابع قراختائيان كافر بودند . و غوريان تنها سلاطين مستقل و نيرومند بخش شرقى آسياى اسلامى شمرده مىشدند . و بالطبع پس از آنكه اميد كمك از سوى مغرب مبدل به يأس شد ، انظار مسلمانان خراسان و ماوراء النهر متوجه ايشان بوده است و اگر مع هذا مبارزه به سود خوارزمشاهيان پايان يافت ، سبب همانا سياست ماهرانه دولت خوارزمى و خصايل ذاتى سلاطين آن دودمان بوده است . بهر تقدير اينكه پس از سقوط امپراطورى سلجوقى ، اميران نواحى كه واجد وحدت جغرافيائى و نژادى بودهاند سر برافراشتند - نمىتواند به تصادف محض حمل شود . براى غوريان و خوارزمشاهيان ، متصرفات اصلى ايشان به هنگام حمله نقطهء اتكاى استوارى بشمار مىرفتند و در صورت عدم موفقيت نيز پناهگاه قابل اعتمادى بودند .
--> ( 1 ) - جوزجانى ، ترجمهء راورتى ، I ، 423 ، 426 ( چاپ ناسائو - ليس ، 103 ، 105 ) .